من بیادت هستم رفیق - تاریخ: 1405/5/23 ساعت: 12:52
من بیادت هستم رفیق... درود بر شرابی که نوشیدن مادی ندارد"یاد"...استیادی که در خاطر داری و مرورش به وجدت می آورد...کهنه اش مست ترت میکند...وتازه اش را مزه مزه میکنی در آفتاب و سرما..میگذاری تا کهنه شودنه اینکه بگذاری فراموش شود...نهمیگذاری ومی پرورانیش اش تا هفت ساله شود....فقط یاد آن خمره که در انبا...
اردی بهشتی گذشت و - تاریخ: 1405/5/23 ساعت: 12:52
اردی بهشتی گذشت ودرهای بهشت باز ِ باز..چهارطاق..به روی مادر از گل زیباتری..به روی جنسی از حوری و پریبه روی ماهی ، از هر عیب ،منزه و بری...اردی بهشتی گذشت و غم هاش تمام گشت و رفت...غم های او برای من ، برای زندگیمغم های این سالها ، غمهای کودکیمغم های من که دور از من و برای من ، اشک از کناره چشهاش می چ...
این روزها بد روزهایی هستند - تاریخ: 1405/5/23 ساعت: 12:52
بعد مدت ها.. بعد مدت ها در روز جاری دوباره اومدم اینجا تا بنویسم برای دل خودم برای حرف هایی که نمیشه گفت ب کسی برای حرف هایی که دلم میخواست بگویم ب عزیزی که نه میشه داشت و نه میشه نداشت ، یعنی میخواهم کنار خدا داشته باشم و او کنار خدا می ترسد و مرا با خدایم نمی خواهد، هرکداممان را جدا جدا می خواهد.....
ماه مبارک رمضان - تاریخ: 1396/8/12 ساعت: 4:36
فرا رسیدن ماه مبارک رمضان برهمه عز&#174
این تکه گوشت.. - تاریخ: 1396/8/12 ساعت: 4:36
نام این تکه گوشتکه پمپاژ خون میکند برای تنمز بعد رفتن تو دیگر دل نیست..
مبارزه منفی... - تاریخ: 1396/8/6 ساعت: 18:36
دستم به تو نمیرسدو ذهنم از تو دور نمیشودبایدلجت را در بیاورمتابه آرزوی چشمانم برسم..
ماه مبارک رمضان - تاریخ: 1396/8/6 ساعت: 18:36
فرا رسیدن ماه مبارک رمضان برهمه عزیزان مبارکامید که مهمان واقعی خوان گسترده پروردگار باشیم..." گر تو این انبان زنان خالی کنیپر ز گوهرهای روحانی کنی " نوشته شده در سه شنبه هجدهم تیر ۱۳۹۲ساعت 9:34 توسط الیاس|
چرا سری نمیزنی و آبی براین جسد نمیپاشی... - تاریخ: 1396/8/6 ساعت: 18:36
بسته های پیاپی سیگارکه دود میشوندوغیب پیاپی تو را به رخم میکشند..و حال این دم ...نخی درحال سوختن بین انگشتانمو پیشانی در کف آن دستو هر چه فکر میکنمقد نمیدهد عقلمکه چرا سری نمیزنیو آبی براین جسد نمیپاشی... نوشته شده در جمعه یکم شهریور ۱۳۹۲ساعت 2:48 توسط الیاس|
این تکه گوشت.. - تاریخ: 1396/8/6 ساعت: 18:36
نام این تکه گوشتکه پمپاژ خون میکند برای تنمز بعد رفتن تو دیگر دل نیست..
کیبورد هم دیگر میداند... - تاریخ: 1396/8/6 ساعت: 18:36
مدتیست کهتا حرف اول نامت را که می نگارمادمه اش را کیبورد برایم چشمک می اندازد..
قوووووووووول میدهم... - تاریخ: 1396/8/6 ساعت: 18:36
من بی تو در یک کوله ی کوچک..نه در یک دفتر خاطرات چند برگ...باز هم نهدر یک برگ دفتری یا یک سطرخاطره جامیشوم..قوووووووووول میدهم...مردانه.......مرا دور ننداز..من ترا ذره ذره جمع کردم..خاطرههایم درد دارند.. نوشته شده در جمعه هشتم آذر ۱۳۹۲ساعت 5:34 توسط الیاس|
من بیادت هستم رفیق... - تاریخ: 1396/8/6 ساعت: 18:36
درود بر شرابی که نوشیدن مادی ندارد"یاد"...استیادی که در خاطر داری و مرورش به وجدت می آورد...کهنه اش مست ترت میکند...وتازه اش را مزه مزه میکنی در آفتاب و سرما..میگذاری تا کهنه شودنه اینکه بگذاری فراموش شود...نهمیگذاری ومی پرورانیش اش تا هفت ساله شود.
اردی بهشتی گذشت و... - تاریخ: 1396/8/6 ساعت: 18:36
اردی بهشتی گذشت ودرهای بهشت باز ِ باز..چهارطاق..به روی مادر از گل زیباتری..به روی جنسی از حوری و پریبه روی ماهی ، از هر عیب ،منزه و بری...اردی بهشتی گذشت و غم هاش تمام گشت و رفت...غم های او برای من ، برای زندگیمغم های این سالها ، غمهای کودکیمغم های
این روزها بد روزهایی هستند... - تاریخ: 1396/8/6 ساعت: 18:36
بعد مدت ها.. بعد مدت ها امروز دوباره اومدم اینجا تا بنویسم برای دل خودم برای حرف هایی که نمیشه گفت ب کسی برای حرف هایی که دلم میخواست بگویم ب عزیزی که نه میشه داشت و نه میشه نداشت ، یعنی میخواهم کنار خدا داشته باشم و او کنار خدا می ترسد و مرا با خ